تبليغاتX
هنر مینیاتور - گزارش مراسم رونمایی از جدیدترین اثر استاد محمود فرشچیان- شمس و مولانا

هنر مینیاتور

گزارش مراسم رونمایی از جدیدترین اثر استاد محمود فرشچیان- شمس و مولانا

پنجشنبه، 11مرداد ماه 86، مراسم افتتاحیه‌ی نمایشگاه آثار نگارگری جمعی از استادان نگارگر اصفهان و رونمایی از جدیدترین اثر استاد فرشچیان، با حضور ایشان بود. مراسمی منحصربه‌فرد و کم‌نظیر با حضور جمع زیادی از هنرمندان اصفهان و همچنین شهردار، استاندار، چندعضو شورای شهر و رئیس اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اصفهان.

 

 

واما آخرین مرحله‌ی مراسم: رونمایی از جدیدترین اثر استاد محمود فرشچیان. تمام چراغها خاموش می‌شود، آهنگ نواخته،ر رقص نور روی پرده، و ناگهان، پرده کنار می‌رود و تابلو رونمایی می‌گردد. درمیان انبوه فلاش دوربین‌ها، کف و سوت و ابراز احساسات حضار، از استاد دعوت می‌شود که روی سن برود و درباره اثر صحبت کند:« بسم‌الله الرحمن الرحیم، هزاران هزار بار بسم‌الله الرحمن الرحیم. سلام برشما... می‌دانید، مولوی یک شاعر ایرانی هستو. یک کتابی چاپ شد در قدیم،به نام عرووت العلماء العجم .در بغداد چاپ شد و تمام بزرگان ادب، شعر و هنر ایران را به خودشان نسبت دادند.سعدی، حافظ، مولانا،ذکریای رازی، ابوعلی‌سینا و همه و خب جای آن بود که دولت عزیز ما با دانشمندانی که دارند، با حوزه‌ی علمیه‌ای که در قم هستند، واقعاً جوابیه‌ای به این کتاب بدهند.چرا؟ به خاطر این که این کتاب را به زبانهای مختلف دنیا ترجمه کردند و پخش کردند. 2 سال پیش که من خواستم بیام ایران، درموزه متروپلیتن رفتم(کتابخانه جالبی دارد که من همیشه می‌روم آنجا) یک کتابی چاپ آنجا بود بانام: نقوش العربیه الهندسیه. یک کتاب قطوری هم هست. که متاسفانه به 27 زبان زنده دنیا ترجمه کرده‌اند. تمام نقوش مال 700،800 سال پیش مربوط به ایران را برداشته‌اند به عنوان نقوش عربی چاپ کرده‌اند و به خودشان نسبت داده‌اند. البته من آن کتاب را تهیه کردم، آوردم اینجا به استان قدس رضوی، خدمت آقای مهندس عزیزیان تقدیم کرد. گفتم توروخدا یک جوابیه‌ای با عکسهایی که در اختیار دارید.بنویسید. عکسها و تصاویری هم که از مولوی هست با یک کلاهی هست درحال سماع که مال ایران نیست مال ترکیه است. مولوی شاعر ایرانی بوده. من هم می‌خواستم اثری انجام بدهم که البته دربرابر عظمت کلام مولوی هیچ هست.»

 

 


تـوضـیــح اثــر:«مولوی با چشم تمنا و امیدوار به شمس نگاه می‌کند. شمس اینجا سرش بازه. یعنی دنیا به زعم مولوی.خواستم شمس را نشان بدهم یعنی خورشید. و این خطوط حرکت کرده و آمده مولوی را در پناه خودش گرفاته و دست تمنای مولوی به سوی شمس درازه و مولوی مثل اینه که می‌خواهد این را نگهداری بکند. بعد این خطوط با همان حالت دورانی می‌آید پایین. مولوی اینجا روی یک کره نشسته یعنی دنیا زیر پای مولویستزیر پای افکار مولوی هست. اینجا کرات کوچکتری هست.صورتهای متفاوتی هست. شکلهای متحیری دارند مولوی را نگاه می‌کنند که همان "از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست را خواستم اینجا تجسم ببخشم. رنگهایی که اینجا کارشده، همه رنگهایی هستند که حالت روحانیت، جذبه و کششی که مولوی به شمس داشته را القا کند. این یک اثر ناقابل است از بنده که به آستان افکار و اندیشه‌های مولوی من که شاعر ایرانیست، شاعر پارسی‌ست. شاعریست که مال همه‌ی ما هاست، اهدا کرده‌ام.با تشکر از همه شما.»

 

 


-استاد فرشچیان واقعاً آدم خاکی، مظلوم و خوبیست. بی‌نهایت فروتن است. موقعی که افراد درباره‌اش صحبت می‌کردند، وقتی دوربین روی چهره‌اش زوم کرده‌بود می‌شد یک جور شرم و شور را در چهره‌اش دید. گاهی چشمانش پر از اشک بود. وقتی هرکدام از افرادی که روی سن رفته‌بودند تا درباره‌ای صحبت کنند،از صحنه پایین می‌آمدند، بلند می‌شد، چند قدم به استقبالشان می‌رفت. بغلشان می‌کرد، دست و روبوسی و تشکر. چندبار بلندشد رو به مردم خم شد و تشکر کرد، به ابراز احساساتشان پاسخ داد و... کاش بعضی‌ها از این‌جور آدم‌ها الگو می‌گرفتند!
-این یکی از خاطره‌انگیزترین مراسمی بود که در زندگیم دیده‌ام. مراسمی کم‌نظیر، شیرین و تکرار نشدنی.
-لطفاً این گزارش بی‌نظیر را با حوصله بخوانید. نگارنده‌ی بدبخت، بیش از 2:30 دقیقه برای نگارش این گزارش وقت گذاشته است. البته که این کار مهمی نیست برای هنر یک شهر، یک مملکت، یک کشور و یک تمدن!

 

-متن کامل این گزارش را همراه بآ عکسهای تکمیلی در "ادامه مطلب" بخوانید و ببینید و آفرین بگویید به نگارنده!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 1:6  توسط M r  |