تبليغاتX
هنر مینیاتور

هنر مینیاتور

موسیقی در دوران ساسانیان

موسیقی در دوران ساسانیان

  
گستره امپراتوری ساسانی

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند
با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:46  توسط M r  | 

نی هفت بند و شیوه های نوازندگی آن

نی هفت بند و شیوه های نوازندگی آن

علی نجفی ملکی**
نی هفت بند 

در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و... تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند.

دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد.
اول از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند.به عبارت دیگر افرادی که به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند. دوم از جهت خود ساز که به دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.

از قدیم نی را طبق الگوهای مختلفی می ساخته اند؛ یعنی از لحاظ طول، تعداد سوراخ و تعداد بندها، انواع گوناگونی، نی وجود دارد. به عبارت دیگر نی گاهی بلند یا کوتاه ساخته میشود و نیز برخی از انواع نی دارای 6 یا 7 سوراخ و گاهی داری 9 سوراخ میباشد. از میان انواع نی، نی هفت بند، امروزه پرکاربردترین ساز بادی در ایران میباشد. نی هفت بند دارای 6 گره، 6 سوراخ و 7 بند میباشد، که 5 سوراخ آن در جلوی ساز و یکی نیز در پشت ساز قرار دارد.توضیح آنکه سوراخ ششم به این علت در پشت نی قرار دارد که بتوان با انگشت شست آن را به راحتی مهار کرد. از لحاظ اندازه هم این ساز به صورتهای مختلفی، طبق الگوهایی که به مرور زمان به وسیله نوازندگان کشف شده، ساخته می شود .

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:36  توسط M r  | 

قیچک ،سازی مهجور

قیچک ،سازی مهجور

                                                      
ساز شناسی

در ادامه معرفي سازهاي ايراني اين بار به ساز قيچك مي‌پردازيم:

قيچك يا غيچك و يا غژك, ساز نسبتا مهجوري‌است كه عليرغم اينكه سالها در گروه‌هاي مختلف از جمله اركستر سازهاي ملي (استاد پايور) و عارف و شيدا مورد استفاده قرار گرفته‌است, كمتر به عنوان تكنواز و يا همنواز آواز مطرح شده ‌است.

قیچک لفظی ترکی است و به معنی آواز با گریه و ته گلو می باشد. در نوشته ها, از سابقه حضور قیچک در دوره های ساسانی و دوره ای بعدی صحبت شده است. [۱]

     نمونه ای از نوازندگی قیچک

 برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:33  توسط M r  | 

خنیاگری و موسیقی ایرانی

خنیاگری و موسیقی ایرانی

از آثاری که از تمدن ملل قدیم به یادگار مانده, می توان گفت که ایران در موسیقی, از کشورهای معاصر خود مانند سومر, بابل, مصر و یونان عقب تر بوده است و شاید علت اصلی آن بوده که در ایران برخلاف دیگر کشورها, موسیقی در مراسم مذهبی بکار گرفته نمی شده و در واقع موسیقی خاص مذهبی وجود نداشته است.

«هرودوت» مورخ یونانی, می نویسد: " تشریفات مذهبی در ایران, بدون موسیقی صورت می گرفته است." بعد از حمله اسکندر در زمان سلوکیان و اشکانیان, ایران تحت تاثیر تمدن یونانی واقع شد و به نظر می آید که در موسیقی ایران تحولی صورت گرفت.

در تاریخ کهن ایران, واژه ای به نام «گوسان» و «گوسان نواگر» آمده که به معنی نوازنده و خواننده است. یک مورد در ویس و رامین (ویرایش مجتبی مینوی) آمده و گویای روایتی کوتاه است. در آنجا وقتی که شاه, به همراه برادرش, ویس و همسر خود در بزمی حاضر هستند, یک گوسان نواگر مشغول خنیاگری است. آواز او درباره درخت بلندی است که بر زمین سایه گستره و زیر آن درخت, چشمه ای است درخشان با ریگهای ته آب. یک گاو گیلی در کنار آن می چرخد و گوسان در حال خواندن, آواز خود را اینگونه پایان می دهد: مانا که این درخت همچنان گسترده باشد, آب از چشمه برآید و گاوگیلی همیشه در کنار آن بچرخد. که آواز زیبای او گویای اعتبار موسیقی در آن دوران بسیار کهن بوده است.

 اچ. دبلیو. بیلی, مورخ غربی, مورد دیگری از این واژه, که گویای اعتبار موسیقی گذشته است, را می نویسد. بهرام گور معتقد است که احوال جهان, خوب و خوش است در صورتی که مردمان در کنار رامشگران و خنیاگران, روزگار سپری کنند. او از پادشاه هند, گوسان (خواننده) خوب درخواست نمود که حدود دوازده هزار مطرب زن و مرد به ایران آوزد. این مطلب در محمع التواریخ نیز به نحوی آورده شده است. در آنجا آمده که لوریان که هنوز به جایند, از نژاد همان خنیاگران هندی هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:30  توسط M r  | 

موسیقی هخامنشی

موسیقی هخامنشی

از موسیقی دوره هخامنشی اطلاع زیادی در دست نمی باشد، اما ملت بسیار متمدنی چون هخامنشیان که یکی از قدرتهای بزرگ دوران پیش از اسلام ایران و جهان بوده است، حتماً در کنار هنرهای بسیار پیشرفته و متنوع خود، دارای موسیقی خاص، منحصر به فرد و پیشرفته ای نیز بوده است. هر چند که مدارک و اسناد مکتوبی از نوع موسیقی آن دوران در دست نیست.

دولت هخامنشی جانشین دولتهای متمدن ماقبل خود بوده و دارای هنرها و صنایع ارزشمندی بود. طبق نوشته های تاریخی و دو تن از تاریخ نگاران قدیمی که در مورد این دوره از تاریخ سخن گفته اند، نیز به این مسئله اشاره نمود. هرودوت می نویسد: ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبحی ندارند. آتش مقدس روشن نمی کنند و بر قبور شراب نمی پاشند، بلکه موبدان حاضر هستند و سرودهای مذهبی را می خوانند.

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:20  توسط M r  | 

سنتور ،سازی کهن

 

سنتور ،سازی کهن

بدون تردید, سنتور یکی از کهن ترین سازهای ایرانی است که حتی برخی ابداع آن را به فارابی نسبت می دهند. شاید این روایت, چندان صحت نداشته باشد, ولی همینکه نام این ساز بارها و بارها در کتب قدیمی , در اشعار قدما و همینطور تصویر آن نیز در حجاریهای شوش دیده می شود, نشان از قدمت طولانی این ساز است.

به طور یقین می توان گفت که در طول تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایرانی, سنتور یکی از پرطرفدارترین سازها در بین مردم بوده است و آن هم بدلیل صدای زیبا و دلربای این ساز است. نوای دلنشینی که پیوند دهنده قلب آدمی با رفیع ترین احساسات معنوی و آسمانی است...

 

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:15  توسط M r  | 

آشنایی با کمانچه

آشنایی با کمانچه

از اواسط دوره ناصری در عهد قاجار بود که با آمدن ویلن به ایران و آشنایی هنرمندان ایرانی با این ساز, به تدریج جایگاه کمانچه در بین اساتید, کم رنگ شد. 

اکثر کمانچه نوازان به سوی ویلن رفتند و جالب این که ابتدا آن را نیز به شیوه کمانچه می نواختند و به دلایلی از جمله اینکه, ویلن سازی غربی بود و صدای نسبتا واضح تری در مقایسه با کمانچه داشت (به قول روح الله خالقی «صدای تودماغی» کمانچه), کم کم در موسیقی ایرانی رواج پیدا کرد.

کمانچه, این ساز اصیل ایرانی, رو به نابودی بود. تا اینکه اصغر بهاری به پیشنهاد استاد خالقی, کمانچه نوازی را گسترش و آن را دوباره احیا نمود تا جایی که نسل امروز کمانچه نوازان ما, همگی خود را مدیون وی و فعالیتهایش می دانند.

کمانچه, سازی است شهری و جزو گروه سازهای زهی - آرشه ای محسوب می شود. این ساز ظاهری بسیار زیبا دارد که دارای ۴ قسمت اصلی است: کاسه - دسته - پایه و کمان.

 

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:0  توسط M r  | 

نگاهی اجمالی به تاریخچه موسیقی ایرانی

نگاهی اجمالی به تاریخچه موسیقی ایرانی

چگونگی و زمان پيدايش موسيقی
درباره چگونگی و زمان پيدايش موسيقی ميان محققان اختلاف وجود دارد ، اما آنچه محقق به نظر می رسد آدمی قبل از آنکه تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسيقی کم و بيش آشنا بود زيرا وزنها و آهنگها و حتی آواهائيکه از حنجره اش بر می آمد نخستين گامها در راه پيدايش و ظهور موسيقی بود .در اينکه نخست وزن وجود داشت و سپس صوت به وجود آمد ، ترديدی نيست . اما آلات موسيقی نيز به نوبه خود ابتدا از استخوان و سپس از وسائل زهی مانند روده و تارهای گياهی سر انجام از سيم ساخته شد .

 موسيقی آدميان نخستی به هر شکل و صورتی که بود جنبه روحانی داشت و وقتی موسيقی به قالب ترکيب در آمد و ريتميک شد باز هم در ستايش و نيايش خدايان و امور دينی به کار افتاد . موسيقی همواره راه کمال پيمود و مراسم مذهبی ، هم موسيقی و هم شعر و رقص و نقاشی را تحت الشعاع خود قرار داد تا اينکه در قرن ششم پيش از ميلاد بوسيله فيثاغورث موسيقی بارياضی در آميخت و قواعد و اصول خاص و دقيقی يافت و نوسانات و فرکانس های آن فورمول ها و محاسباتی پيدا کرد .

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 16:55  توسط M r  | 

تاریخ موسیقی ایران

تاریخ موسیقی ایران

موسیقی؛ هنری پررمز و راز
بیهوده نیست که هندوان اولین هنری را که از آسمان برای بشر فرستاده شده موسیقی می دانند و عرفای اسلامی موسیقی را بهترین وسیله ی اظهار لطیفترین اسرار الهی.
روح آدمی از عالم قدس سرچشمه گرفته و توسط طلسمی که سرّ آن فقط بر حق تعالی مکشوف است با بدن خاکی پیوند یافته و پیوند حیات آدمی در عالم زیرین تحقق یافته است

لکن روح را همواره یادی از مأوای اصلی و وطن اولیه خود باقی ست و تمام کوشش های انسان از برای نیل به کمال حتی اگر آن را به عالم مادیات محدود سازند از این تذکر سرچشمه می گیرد. در عالم قدس، روح مستمع دائمی موسیقی جاویدان این عالم بوده و از هماهنگی و وزن آن بهره می گیرد و در آن شرکت داشته است. دراین زندان تن، روح از طریق موسیقی بار دگر یادآور سرزمین اصلی خود می شود و حتی آن طلسمی که روح را به تن پیوند می دهد از این راه شکسته می شود و برای چند لحظه ای هم شده روح اجازه می یابد تا بالهای خود را گسترده ساخته و در ساحت عالم معنی و فضای ملکوتی که مفرح روح آدمی ست به پرواز درآید و از وجد و سروری که ذاتی این عالم است بهره مند شود.

 

برای مطالعه کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط M r  |