اسطوره سماع:
بنا بر اعتقادان ديني، خداوند به مادران بخاطر تولد فرزندشان وعده بهشت ميدهد(بهشت زير پاي مادران است.)
او بر مبناي اين اعتقاد پاك در زمان متولد شدن فرزند، بذر عشق، محبت را در دل مادران ميكارد. محبتي كه با وجود تمام مشكلات و سختيهاي بارداري مادران با اشتياقي وصف ناپذير حاضر به تحمل تمام اين دردها ميباشند.
نهايت و مثال يك عشق بي منت عشق مادرانه ميباشد و محبت مادرانه در كلام نميگنجد. هر درد و هر فرياد در زمان تولد فرزند كه از اعماق وجود يك مادر به گوش ميرسد، زيباترين ندا و آواي سماع ميباشد، آوائي كه بسيار شده است مادر جان باخته و با تمام وجود زندگي را به فرزند خود بخشيده است.
خالق مجسمه سماع نظر به آن داشته تا به بيان لحظه سماع و پيدايش عشق بدون بهانه و يك طرفه و بدون مزد را، در قالب مادري كه در حال نواختن دف و حالتي كه غرق در شور و شوق ميباشد و لحظه تولد عشق مادرانه را جشن گرفته است، نشان دهد.
(درود بر مادران ـ درود برنشان عشق و محبت ايراني و شرقي)
كه نشان از جايگاه زن در ايران و شرق دارد
(و درود بر مادر عزيزم)
مجسمه ساز و نویسنده محمدرضا نیک سیرت فر

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 4:0  توسط M r
|

مانی نقاش: بنیانگذار آیین مانوی که نسبش از طرف مادر به اشکانیان برمی گشت، وی پسر «فاتک» بود و در ایام جوانی به آموختن علوم و حکمت و غور و مطالعه در ادیان رزتشتی و عیسوی و سایر دینهای زمان خویش پرداخت.
مانی در سال ۲۱۵یا ۲۱۶میلادی ( سال چهارم سلطنت اردوان آخرین پادشاه اشکانی) در قریه ی ماردینر در ولایت مسن ناحیه نهر کوتاه در بابل باستانی متولد شد.
مانی آیین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت و به قول خودش در سیزده سالگی (سال ۲۲۸ میلادی) چند بار مکاشفاتی یافت و فرشته ای اسرار جهان را بدو عرضه داشت. سرانجام پس از آغاز دعوت آیین خود در سال ۲۴۲ میلادی خویش را «فارقلیط» که مسیح ظهور او را خبر داده بود معرفی کرد. وی را در سال ۲۷۵یا ۲۷۶ میلادی چندان عذاب دادند تا زندگی را بدرود گفت. بنابر یک روایت مانی مصلوب شد و برخی گویند زنده زنده پوست او را کندند، بعد سرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کرده به یکی از دروازه های شهر گندیشاپور خوزستان بیاویختند و از آن پس آن دروازه به باب مانی موسوم گشت.
مانی کتاب بسیار نوشته است از آن جمله «شاپورگان» به زبان پهلوی بوده است.اما چیزی که از مانی قابل اهمیت زیاد است نقاشی اوست که نقاشان آن عصر را متحیر ساخت. وی به حدی در این هنر و صنعت مهارت داشت که به عقیده برخی آن را معجزه خویش قرار داده و برای اثبات این دعوی کتاب نقاشی ای به نام ارتنگ (ارژنگ) ساخته بود و با وجود او نقاشی در ایران رونق تازه ای گرفت؛ چنانکه تصرفات او در ایرانیان دیگر و نقاشی های ملل دیگر از قبیل چینی ها نیز مؤثر بوده است البته در فرهنگ فارسی دکتر معین آمده است :«وی برای اینکه اصول آیین خود را به بی سوادان بیاموزد، آنها را با تصاویر زیبا در کتابهای خود جلوه گر می ساخته است و به همین سبب وی را مانی نقاش می گفتند.»
منابع: اولین دائرهٔالمعارف موضوعی درباره ی اولین ها در ایران، تألیف و تدوین: خلیل محمد زاده
فرهنگ فارسی دکتر محمد معین- جلد۶ -اعلام
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:34  توسط M r
|

شیوه نقاشی مكتب مانی در پیدایش مكاتب بدون تأثیر نبوده است .
گروههای زیادی از پیروان مانی به سوی سرزمین های شرقی و شمال خاوری ایران روی آوردند و بزودی در آن نقاط آیین خود را گسترش دادند و این آمدن و تأثیر گذاردن از نظر مطالعه تاریخچه مینیاتور اهمیت بسزایی دارد . بهرحال مینیاتور ایرانی در هنگام پیدایش اسلام رنگ و بوئی از هنر مانوی داشته و استادان فن با بهره جوئی از خصوصیت های مكتب نقاشی مانی آثار ارزنده ای را به وجود آورده اند .
در بین كارشناسان و محققان هنری این اتفاق نظر وجود دارد كه در تمام ادوار تاریخ آثار علمی و هنری و معنوی ملل بر روی یكدیگر نأثیر داشته است و این تأثیرپذیری همواره مورد توجه بوده است .
بعضی ها مینیاتور را اصلاً هنری چینی می دانند و این گونه حرف خود را توجیه می كنند كه مینیاتور زاده تصویرهای چینی است و ا ز همین روی خطوط سیمای نژاد زرد ، لباس و سلاح مغولی و حتی آداب و رسوم آنها در این مینیاتورها دیده می شود ، مثل این كه استادان گذشته نمی توانستند خود را از قید و بند تقلید رها سازند و ابتكار خود را به كار گیرند .
البته تحقیقات عده ای از دانشمندان نیز نشان می دهد نقش های دو بعدی چینی وارث شیوه نقاشی دو بعدی سلجوقی است . پروفسور گدار می نویسد : چین در ایران همیشه از امتیازاتی برخوردار بوده ، ظرف های چینی و نقاشی های آن مورد تحسین و علاقه ایرانی ها بود . در واقع مینیاتورهای ایرانی ( صورتكشی ریز و كوچك یا ظریف كاری ) بعد از سقوط بغداد ۶۵۶ هجری مابین ایرانیان ریشه دوانیده است . بایسنقر در سال ۷۲۳ با یك هیأت علمی به چین سفر كرده و غیاث الدین ، نقاشی كه همراه او بود در راه سفر آنچه دیده كشیده است .
در قرن هفتم چین به نام نگارخانه شهرت داشت و هنرمندان ایرانی برای آشنائی با این نگارخانه سفرهای زیادی ، به چین كرده اند ؛ و این دیدارها در مینیاتور ایرانی تأثیر گذاشته است . كریستین پرایس می گوید : مغولان پس از تسلط بر ایران پاره ای از هنرهای چینی از جمله مینیاتور را به ایران آوردند .
نفوذ هنر چین را می توان در تصویرهای یك نسخه نفیس شاهنامه نیز پیدا كرد . این شاهنامه در سال ۷۲۰ هجری قمری در تبریز رونویس شده است و تصویری است از مجلس سوگواری یك پهلوان در گذشته … پیكر او در تخت روانی است كه سوگواران گرد آن شیون و فریاد می كشند . در قرن سیزدهم هنر مینیاتور سیر تكامل تازه ای در ایران آغاز كرده و باید قبول كرد كه هنر چینی عامل بزرگی در تكامل هنر مینیاتور ایرانی بوده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 13:43  توسط M r
|